دین مجموعه ای از معارف اعتقادی و دستورات عملی است که از طرف خداوند و توسط پیامبری از پیامبران به دست ما رسیده است. انسانیت نیز حکم وجدان و فطرف و عقلانیت و شعور انسانها نسبت درستی یا نادرستی یک عمل و اعتقاد است.
حال با توجه به تعریف فوق باید گفت که دین و انسانیت هر دو مخلوق خداوندی هستند که احسن الخالقین است، به همین جهت قرآن مبدأ و منشأ انسانیت به معنای بالا را خداوند میداند: فألهمها فجورها و تقواها. بنابراین نباید دین را مربوط به خدا دانسته و انسانیت را چیزی غیر مرتبط با او پنداشت. دین و انسانیت هر دو مخلوق و مجعول خداست و همانطور که عمل به دستورات دین لازم و واجب است و مخالفت با آن عقاب دارد، عمل به خوبی و بدیهایی که شعور و ادراک و فطرت هر انسان آزادهای بدان دستور میدهد نیز لازم است و کسی نمیتواند به بهانه اینکه چنین مطلبی در آیه یا روایتی نیامده با آن مخالفت کند و لذا قرآن مجید به عنوان یک قاعده کلی میگوید: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»؛ (هر کس به اندازهی ذرّهاى کار خیر انجام دهد آن را مىبیند* و هر کس اندازهی ذرّهاى کار بد کرده آن را مىبیند!)
اما باید توجه داشت که عقل و ادراک و شعور انسانی تا به یک اندازه ای حقایق و خوبی ها و مصالح و کمالات را درک میکند و از ادراک بسیاری از کمالات و راه رسیدن به آن دستش کوتاه است. اگر دین نبود ما توان فهم و ادارک بسیاری از حقایق و معارفی که باعث به کمال رسیدن انسان است را نداشتیم. مثلا ما از کجا باید میدانستیم که نماز و روزه و حج و .... موجب کمال است و یا از کجا میتوانستیم بدانیم که ترک سهوی یک رکوع از نماز آنقدر مهم و نقش آفرین است که برای جبران آن واجب است نمازمان را از دوباره بخوانیم. بنابراین اگر عمل بر اساس درک عقلانی و شعور انسانی مطلوب و خوب است، اما دین که قانون و تشریع الهی است برای کامل تر کردن و به نهایت کمال رساندن انسان است. برای درک بهتر این مطلب توجه شما را به داستانی از مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی آملی رحمة الله علیه که از شاگردان آیت الله قاضی رحمة الله علیه بود جلب میکنم:
«در اوائل تشرفم به نجف اشراف، روزى در شاه بالاسر مطهر، مشغول نماز زیارت بودم و در نمازهاى مستحبى به (السلام علیکم و رحمه الله و برکاته) اکتفاء مى کردم. چون سلام نماز را گفتم، در سمت دست راست خود سیدى جلیل را دیدم که عرب بود، به زبان فارسى شکسته به این ضعیف فرمود: چرا در سلام نماز به همین صیغه اخیره اکتفا کردى و آن دو سلام را نگفتى؟! عرض کردم: نماز مستحبى بود و در نماز مستحبى مرا عادت چنین است که به همین سلام آخرین اکتفاء مى کنم. فرمود: آن قدر از فیوضات از دستت رفت که احصاى آن نتوان کرد! چون چنین گفت، این ضعیف متوجه ضریح مقدس شدم و از طرف قبله، دیگر حرم و گنبد و بناى صحن ندیدم و تا چشم کار مى کرد جوى لایتناهى و عالمى مملو از نور دیدم که همه آنها ثواب سلام هایى بود که از این ضعیف فوت شد!
با نهایت تاثر رو به جانب آن سید جلیل کردم و عرض کردم: اطاعت مى کنم. از آن به بعد در هیچ نمازى ترک آن سلام نمى کنم و تاکنون هم شاید نکرده باشم. دیگر متوجه هویت آن سید جلیل نشدم و از آن به بعد دیگر ایشان را در حرم مطهر ندیدم. والله العالم بانه من هو!» (در جستجوی استاد ص7، صادق حسن زاده)
از اینجا فهمیده میشود کسی که اسلام و دین را نشناخته ولی بر اساس فطرت انسانی خود از ظلم و ستم به دیگران خودداری میکند و کارهای خوب را انجام میدهد، او انسان خوب و شایستهای است که بخشی از کمالات را طی کرده است لکن اثبات کمال برای بخشی از اعمال و رفتار انسانی دلیل بر نفی وجود مراتب بالاتر آن نمیشود. لذا پیامبر اسلام نیز هدف از بعثت خود را تکمیل مکارم اخلاق میداند.
بله اگر کسی در عمل بر اساس فطرت و انسانیت لنگان بوده و رعایت اصول انسانی و فطری را نکند، حتی اگر دین هم داشته باشد، دین او بسیار ناقص بوده و دین نیز هرگز چنین فردی را به عنوان یک دین دار مطلوب نمیشناسد.
پس به حکم عقل و فطرتِ آزاد انسانی، اگر انسانیت و اخلاق انسانی چیزی است که خداوند در وجود همه گذاشته و باید به آن عمل کرد، دین نیز قانونی از جانب همان خدا برای رسیدن به کمال برتر است و لذا عمل به هر یک و کنار گذاشتن دیگری به معنای نادیده انگاشتن بخشی از حقیقت و واقعیت و کمال است. همچنین نباید انسانیت و دین را چیزی جدا و بیگانه از هم پنداشت و یکی را در مقابل دیگری قرار داد و با وجود یکی خود را از دیگری بی نیاز دانست.
توجه به یک نکته نیز ضروری است و آن این که ممکن است بعضی هر عمل ناشایست از خود را عملی انسانی توصیف کرده و از این طریق اعمال ناشایست خود را توجیه کند و لذا در اینجا به یک قانونی نیاز داریم که حد و مرزهای درست انسانیت را معرفی کند و این قانون میتواند دین باشد؛ چرا که هر قانون دیگری غیر قانون دین، ممکن است بر اساس عوامل منفعت طلبانه افراد و گروه های خاص وضع شود که منفعت دیگران را نادیده بگیرد مثل قانون حق وِتُو که فقط مخصوص 5 کشور است.
نکته قابل توجه دیگر این که: دین عامل تضمین کننده عمل به انسانیت است. دین داران واقعی در عمل به وجدان انسانی موفق تر از دیگران هستند؛ چون انسان دین دار ضمن بهرمندی از فهم و ادراک و شعور درونی، از تشویق و تهدید بیرونی دین نیز بهرهمند هستند. دین انسان را موجودی میداند که در محضر خدایی است که باید نسبت به همه اعمال خودش پاسخگو باشد و این بهترین محرّک درونی انسان برای عمل کردن بر اساس انسانیت و فطرت است.