دین مجموعه ای از معارف اعتقادی و دستورات عملی است که از طرف خداوند و توسط پیامبری از پیامبران به دست ما رسیده است. انسانیت نیز حکم وجدان و فطرف و عقلانیت و شعور انسانها نسبت درستی یا نادرستی یک عمل و اعتقاد است.
دین مجموعه ای از معارف اعتقادی و دستورات عملی است که از طرف خداوند و توسط پیامبری از پیامبران به دست ما رسیده است. انسانیت نیز حکم وجدان و فطرف و عقلانیت و شعور انسانها نسبت درستی یا نادرستی یک عمل و اعتقاد است.
برخی میپرسند آیا روایتی صحیح از منابع اهل سنت وجود دارد که حادثهی غدیر را به گونهای بیان کرده باشد که بیانگر و اثباتگر ولایت امیر المؤمنین علیه السلام باشد؟
پاسخ این است که سخن در باب حدیث غدیر فراوان است لکن اگر بخواهیم پاسخ سؤال شما را با یک روایت داده باشیم، حدیث ذیل را معرفی میکنیم که صدر و ذیل آن به روشنی حکایتگر برداشت شیعه از حادثه غدیر است:
مقدمه
«استخاره» در لغت به معنای طلب خیر نمودن است. و در اصطلاح نیز همانطور که خواهد آمد به همین معناست که در عمل و مصداق این کار با روشهای مختلف از جمله نماز و دعا و درخواست از خداوند برای نشان دادن
راه درست از طریق القاء راه درست و نشان دادن آن از طریق آیات قرآن و تسبیح و ... انجام میگیرد.
نکته بعد اینکه بنابر توحید ربوبی که تمام نظام هستی تحت تدبیر و هدایت خداوند متعال هستند و هیچ موجودی در تدبیر امور خود استقلالی ندارد، لازم است مؤمنِ معتقد بدین اصل قرآنی در تمام امور متکی به خداوند متعال بوده و با توکل و استمداد از حضرتش به انجام امور خود بپردازد. استخاره نیز در واقع طلب خیر از خداوند متعال است و ریشه در توحید ربوبی و افعالی و اعتقاد به محدودیت علم انسان و عدم محدودیتِ علم و قدرت خداوند و خیر خواهی و هدایگری او نسبت به مؤمنان دارد.
حال با توجه به این مقدمه به سراغ متن ذیل که شرح استاد حسین انصاریان بر دعای سی و سوم صحیفهی سجادیه (تفسیر و شرح صحیفه سجادیه، ج10ص 326)که در واقع دعای امام سجاد علیه السلام هنگام استخاره و طلب خیر از خداوند است، میرویم که به بررسی حقیقت استخاره از دیدگاه روایات و بزرگان پرداخته است:
برخی از اعتقادات ما جز یقینیاتِ غیر قابل زوال از وجود ماست و هرگز آمادهی پذیرش مقابل آن نیستیم، لکن با این حال آمادهی پذیرش لوازم و نتایج آن نیز نمیباشیم.
تقریباً همهی معتقدان به ادیان الهی به زندگی پس از مرگ و قیامت اعتقاد دارند و به نوعی دنیا را مزرعهی آخرت میدانند. پایبندی به این اعتقاد، لوازم و نتایجی را در بر دارد؛ چرا که هر زارعِ مدبّری میداند که برای بدست آوردن محصول خوب و مورد نظر خود، باید کشتزارِ با شرایط خاص و خوبی را فراهم کند و هر چیزی را نباید در کشتزار و مزرعه کاشت و نباید زیباییِ برخی گیاهان و درختان و میوجات او را وادار به کشتِ این گیاهان در مزرعهی گندم و برنج کند؛ چرا که در غیر این صورت محصولِ آن مزرعه، چیزی غیر از گندم و برنج خواهد بود و یا محصولش، کیفیت خوبی نخواهد داشت.
تحقیق ذیل در واقع قسمت کوتاهی از تحقیقی مستقل با عنوان «حکمت الهی و مسألۀ شرور» بوده که به مناسبتی از طرف اینجانب انجام شده است. از آنجا که بخش قرآنی و رواییِ تحقیق میتواند مؤمنِ رنج دیده به مصائب دنیوی را مایهی آرامش و سکون باشد و پاسخ بسیاری از سؤالهای او را در این باب بدهد، این قسمت را به طور جداگانه در اختیار مؤمنان خدا جو قرار میدهم. البته این تحقیق همهی مطالب این بخش در تحقیق اصلی را تشکیل نداده و تحقیق کاملتر نیز وجود دارد که امید است در فرصتی دیگر در اختیار سروران عزیز قرار گیرد.
از موضاعات جنجالی و بحث برانگیز در مورد مقامات اهل بیت، بحث ولایت تکوینی آن ذوات مقدس است که مورد انکار و اثبات بزرگان و باحثان در علوم عقلی واقع شده است. ما در ابتدا به بیان معنای لغوی و اصطلاحی ای عنوان پرداخته و بعد وارد بحث از آن میشویم.
متن زیر تحقیقی ناقص در کلمات محقق کرکی است در زمینهی ولایت فقیه از دیدگاه این فقیه برجسته که به مناسبتی بنده به تحقیق در این زمینه پرداختم. لازم است توجه شود که این تحقیق کامل و تام نبوده اما با این حال خالی از فایده نیز نخواهد بود و لذا به امید مفید واقع شدنش و آرزوی تکمیل آن توسط فاضلی دیگر، به انتشار این مختصر اقدام کردم.
ظاهر روایاتِ نبیّ مکرم اسلام و اهل بیت طاهرینش (علیهم السلام) بیانگر این است که گویا نفسِ انتظار فرج و امید به رخداد ظهور از مطلوبیت ذاتی برخودار است و بلکه از افضل اعمال است: افضل الاعمال انتظار الفرج. و لذا امت اسلامی باید دائماً در امید و شوق و پویایی و بالندگی به سر ببرند و از خمودی و سکون و بی تحرکی بر حذر باشند. و اگر چه؛ بنابراین که علائم و نشانههای ظهور فعلاً رخ نداده، مطمئن باشیم که فعلاً ظهور تحقق نخواهد یافت، ولی با این حال باید انتظار فرج را جزء روحیهی اصلی خود قرار بدهیم و در هیچ حالی فاقد آن نباشیم. بنابراین چشم به انتظار ظهور بودن در هر حال لازم و مطلوب است اگر چه بدانیم این امر در آیندهی حتی دور اتفاق میافتد.
گواه بر درستی این ادعا روایتی است از امام صادق (علیه السلام) که در کتاب شریف «کمال الدین» از سدیر صیرفى نقل شده که گفت:
ایمان و دلسپردگیِ به دستوراتِ ادیانِ الهی و پایندیِ به اصول و دستوراتِ آسمانیِ ادیان، همواره با تمسخر و اذیت و آذارِ فریفتگان افسونهای شیطانی همراه بوده و گویا این سیرهی شیطانی، تاریخی به درازایِ تاریخِ ادیان دارد. قرآن مجید در گزارشهای متعدد خود از سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته، به مبتلا بودن آنان به اینگونه از اذیت و تمسخرها اشاره کرده و در برخی موارد به عاقبت این عمل ناشایست اشاره کرده است.
ذیلاً به آیاتی از این دست اشاره میشود تا مؤمنان را مایه دلگرمی و فریفتگانِ مغرورِ به وساوس شیطانی را پند باشد:
مدتی است این شبههی دیرینه در فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی به گونههای متفاوتی عرضه میگردد که: دین اسلام دینی عربی است و محل بقایش همچون مکان حدوث آن باید همان سرزمین باشد نه ایرانِ فارسی و دیگر بلاد.
در پاسخ به این شبههی بسیار سطحی اما مخرّب چند نکته عرض میشود. امید آنکه حق جویان طریق حقیقت را کار افتد: