دین مجموعه ای از معارف اعتقادی و دستورات عملی است که از طرف خداوند و توسط پیامبری از پیامبران به دست ما رسیده است. انسانیت نیز حکم وجدان و فطرف و عقلانیت و شعور انسانها نسبت درستی یا نادرستی یک عمل و اعتقاد است.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظاً فَإِنَّ مَوَاعِظَ النَّاسِ لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُ شَیْئاً. تحف العقول، ص: 294
هر کس که خداوند در درونش برای او واعظى قرار ندهد موعظه هاى مردم سودش نبخشد.
شرح:
1- پذیرش و رد هر مسئله و موضوع و مطلبی وابسته به درون و اندیشه انسان است. مطلب نوی خارجی نیز با توجه به عوامل درونی (خلقیات و اندیشه قبلی انسان) نتیجه میدهد. شاهد این مطلب تأثیرات مختلف یک آیه و حدیث و شعر و کتاب بر افراد مختلف است. بنابراین انسانی که خُلق و خوی استکبار و عدم پذیرش حق و یا حق ستیزی داشته باشد، موعظه و پند دیگران در او اثر نمیکند. در مقابل انسانی که حق گرا بوده و نصیحت و خیرخواهی دیگران را پذیراست و بنا دارد عیب و ایرادهای خود را اصلاح کند، از نظرات و دیدگاه ها و نصایح دیگران استقبال و استفاده کرده و به اصلاح خود میپردازد.
2- نکته تربیتی این حدیث آن است که در مسائل تربیتی نیز باید سعی شود وجدان و اندیشه خود افراد به کار گرفته شود و از وعظ و اندر و سرزنش مستقیم تا جایی که ممکن است اجتناب کرد. در حدیثی از امام رضا ع نیز آمده است که:
عدّه اى به خراسان و به خدمت امام رضا علیه السّلام رفتند و گفتند: عدّه اى از خانواده شما کارهاى قبیح انجام میدهند، خوب بود آنان را نهى میفرمودید، حضرت فرمودند: این کار را نمیکنم، گفتند:چرا؟ حضرت فرمودند: چون از پدرم شنیدم که فرمود: نصیحت ناخوشایند و تلخ است. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص: 290
اگر از کودکی عمل زشت و ناپسندی مثل دروغگویی سر زد سعی کنید او خود به زشتی این عمل پی ببرد. بدون هیچ داوری و ارائهی مطلبی، فکر و اندیشه و وجدانش را درگیر این مسئله کنید تا خود به اثرات و نتایج نامطلوب این عمل پی ببرد.
برخی میپرسند آیا روایتی صحیح از منابع اهل سنت وجود دارد که حادثهی غدیر را به گونهای بیان کرده باشد که بیانگر و اثباتگر ولایت امیر المؤمنین علیه السلام باشد؟
پاسخ این است که سخن در باب حدیث غدیر فراوان است لکن اگر بخواهیم پاسخ سؤال شما را با یک روایت داده باشیم، حدیث ذیل را معرفی میکنیم که صدر و ذیل آن به روشنی حکایتگر برداشت شیعه از حادثه غدیر است:
معاویه به شخصى از قریش در مورد مجلس امام حسین علیه السلام این چنین نشانه داده است که: «هر گاه داخل مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله) شدی و در آن حلقهی درسی را دیدی که گویی بر سر مردمانش پرندهای نشسته و هیچ گونه تکان نمیخورند، و حضرت نیز پیراهنی که بلندی آن تا نصف ساق پایش است، بر تن کرده و در آن مجلس نیز لعب و سخن بیهوده بکار نمیرود، مجلس و حلقهی حسین بن على است.»
قال معاویة لرجل من قریش: إذا دخلت مسجد رسول الله (صلّى الله علیه و آله و سلّم) فرأیت حلقة فیها قوم کأن على رؤوسهم الطیر. فتلک حلقة أبی عبد الله مؤتزرا على أنصاف ساقیه. لیس فیها من الهزیلا شیء. (الطبقاتالکبرى، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری (متوفای230)خامسة1،ص:412/ همچنین: تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل ج14 ص179/ أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی / متولد 499/ متوفای 571)
داستان ذیل جریان ملاقات آیت الله سید حسین حائری فشارکی (ره) با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است که در منزل ایشان که مجلس عزای حسینی در روز تاسوعا نیز بر پا بود، اتفاق افتاده است. این داستان را سه تن از بزرگان که به صورت
مستقیم و بلا واسطه از ایشان شنیده بودند، در کتابهای خود آوردهاند. 1- آیت الله شیخ مرتضی حائری (در کتاب سرّ دلبران ص102) 2- آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی (در کتاب العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان ص ج2 ص 472) 3- آیت الله سید رضا صدر (در کتاب راه مهدی ص 267) متن ذیل نیز از کتاب «راه مهدی» است.
«حضرت آیة اللّه آقاى حاج سید حسین حائرى» که سالیانى در کرمانشاه سکونت داشتند و منزل ایشان مرکز نزول زوار کربلا از شناخت و ناشناخت در رفت و برگشت بود، خود ایشان چنین حکایت کرد:
مقدمه: متن ذیل روایاتی چند است از گوشهای از فضایل شرکت در مجالس امام حسین علیه السلام و ذکرمصیبت آن جناب، که امید است با مطالعه و دقت در این روایات، قدر دان این محافل و مجالس بوده و خدای ناکرده غافل از این همه برکات، از دست دهندهی این فرصت بی نظیر نباشیم. مطالعهی این گونه از روایات ضمن ایجاد شناخت و معرفت نسبت به ارزش و جایگاه این محافل، در ما ایجاد شوق و طلب از این ذوات مطهر نیز میکند، که مساوی با رسیدن به مطلوب است. بدیهی است که کریم گرچه در کرم نیاز به طلب و سؤال ندارد اما طلب سائل موجب عنایت خاص کریم میشود.
بی شک رجوع جاهل به عالم و متخصص، از فطریات انسان و جبلیّ اوست و هر عقل سلیمی صاحب خود را بدین حکم بدیهی راهنمایی میکند. در سیر و سلوک و تهذیب نفس؛ که به مراتب از بسیاری از امور دیگر سختتر و دشوارتر است، انسان نیاز به راهنماییِ فردِ متخصص و آگاه و راه پیموده، دارد. لکن با توجه به لزوم وجود یک سری شرایط برای استاد این طریق؛ که تا حدودی هم غیر محسوس است، بجاست که با مد نظر قرار دادن اصول کلی و متّخَذ از آیات و روایات و کلمات اساتید و بزرگانِ کتل طی کردهی این طریق، به شناسایی استاد پرداخته و از پیروی کورکورانه و عجولانه پرهیز کرده و در این باره مسئولانه عمل نماییم؛ زیرا که ما مجاز به پیروی از هر کسی نبوده و در قبال این پیروی باید پاسخگوی خداوند متعال باشیم. علامه طباطبایی در رسالهی لب اللباب (صفحه 133 الی138 طبع قدیم)با معرفی استاد راه، طریق و نشانههای شناخت استاد را به خوبی به ما نشان داده است که شایسته است طالبان طریق حقّ، با نصب العین قرار دادن جملات این استاد فرزانه؛ که خود استاد بی بدیلی در این طریق بوده و شاگردان زیادی را در این راه تربیت نمودند، از مکاید شیطانیِ افراد سود جویِ در این طریق پر خطر در امان بمانند.
با توجه به این مقدمه توجه همراه با دقت شما را به فرمایشات علامه در این کتاب جلب میکنم:
مقدمه
«استخاره» در لغت به معنای طلب خیر نمودن است. و در اصطلاح نیز همانطور که خواهد آمد به همین معناست که در عمل و مصداق این کار با روشهای مختلف از جمله نماز و دعا و درخواست از خداوند برای نشان دادن
راه درست از طریق القاء راه درست و نشان دادن آن از طریق آیات قرآن و تسبیح و ... انجام میگیرد.
نکته بعد اینکه بنابر توحید ربوبی که تمام نظام هستی تحت تدبیر و هدایت خداوند متعال هستند و هیچ موجودی در تدبیر امور خود استقلالی ندارد، لازم است مؤمنِ معتقد بدین اصل قرآنی در تمام امور متکی به خداوند متعال بوده و با توکل و استمداد از حضرتش به انجام امور خود بپردازد. استخاره نیز در واقع طلب خیر از خداوند متعال است و ریشه در توحید ربوبی و افعالی و اعتقاد به محدودیت علم انسان و عدم محدودیتِ علم و قدرت خداوند و خیر خواهی و هدایگری او نسبت به مؤمنان دارد.
حال با توجه به این مقدمه به سراغ متن ذیل که شرح استاد حسین انصاریان بر دعای سی و سوم صحیفهی سجادیه (تفسیر و شرح صحیفه سجادیه، ج10ص 326)که در واقع دعای امام سجاد علیه السلام هنگام استخاره و طلب خیر از خداوند است، میرویم که به بررسی حقیقت استخاره از دیدگاه روایات و بزرگان پرداخته است:
برخی از اعتقادات ما جز یقینیاتِ غیر قابل زوال از وجود ماست و هرگز آمادهی پذیرش مقابل آن نیستیم، لکن با این حال آمادهی پذیرش لوازم و نتایج آن نیز نمیباشیم.
تقریباً همهی معتقدان به ادیان الهی به زندگی پس از مرگ و قیامت اعتقاد دارند و به نوعی دنیا را مزرعهی آخرت میدانند. پایبندی به این اعتقاد، لوازم و نتایجی را در بر دارد؛ چرا که هر زارعِ مدبّری میداند که برای بدست آوردن محصول خوب و مورد نظر خود، باید کشتزارِ با شرایط خاص و خوبی را فراهم کند و هر چیزی را نباید در کشتزار و مزرعه کاشت و نباید زیباییِ برخی گیاهان و درختان و میوجات او را وادار به کشتِ این گیاهان در مزرعهی گندم و برنج کند؛ چرا که در غیر این صورت محصولِ آن مزرعه، چیزی غیر از گندم و برنج خواهد بود و یا محصولش، کیفیت خوبی نخواهد داشت.
تحقیق ذیل در واقع قسمت کوتاهی از تحقیقی مستقل با عنوان «حکمت الهی و مسألۀ شرور» بوده که به مناسبتی از طرف اینجانب انجام شده است. از آنجا که بخش قرآنی و رواییِ تحقیق میتواند مؤمنِ رنج دیده به مصائب دنیوی را مایهی آرامش و سکون باشد و پاسخ بسیاری از سؤالهای او را در این باب بدهد، این قسمت را به طور جداگانه در اختیار مؤمنان خدا جو قرار میدهم. البته این تحقیق همهی مطالب این بخش در تحقیق اصلی را تشکیل نداده و تحقیق کاملتر نیز وجود دارد که امید است در فرصتی دیگر در اختیار سروران عزیز قرار گیرد.